توی این دنیای ظلمت توی این دیار وحشت
من به تو نمی رسم باز دل من مونده تو حسرت
من تو این خونه رنگین مونده ام تنها و غمگین
رو دلم نشسته اما یه غم بزرگ و سنگین
چه شد ان حرفای ابی؟ چی شد ان اشک و بی تابی؟
دیگه رفتی تو زپیشم تو بااون عشق سرابی
تو واسم می خوندی ای گل همچو اون صدای بلبل
اخه من شدم اسیرت تو برام بودی یه سنبل
پشت اون لبهای خندون تو بودی برام نمکدون
تو که رفتی تنها موندم شدم اون بلبل بی دون
که نمی تونه بخونه روبوم و ایوون خونه
بی تو هستم من ویرونه منو کردی تو دیوونه